طلب سلامتی برای خانم های جوان خانواده:)))

من هر وقت تهرانم، خیلی خونه عمو اینا هستم. این روزها هم بین خوابگاه و اینجا هی در رفت و آمدم. زَمنو هم هفته‌ی پیش جراحی‌ای رو پشت سر گذاشت و دکتر بهش گفته که هی غذاهای آبکی بخور. اینه که با انواع آش و سوپ، در خدمت وی هستم. زَنعمو که میگم یک حاج خانوم تپل مپل سالمند تصور نکنیدها، یک خانوم زیبا و داف و جوان زیر چهل سال هست ایشون که بنده هم خیلی خیلی دوستش میدارم.

همزمان که اینجا سه تایی کنار هم بهمون خوش می‌گذره. دلم برای عمه م خونه. وقتی بهش فکر میکنم از فرط غصه دلم میخواد خودمو از پنجره، پرت کنم پایین.....

احتمالا فکر کنه حتی بی‌تفاوتم نسبت بهش.... ولی خب غصه ش رو میخورم کیلو کیلو...:(((

خدایا دو ماه بعد رو که شیمی درمانی دیگه تموم شده، زودتر برسون...

 

2
قدرت گرفته از بلاگیکس ©